تبلیغات

ابزار رایگان وبلاگ

قاطـــــــــــــــی پاتــــــــــــــی o_O - خودمونی(^_^)
 
قاطـــــــــــــــی پاتــــــــــــــی o_O
مطالب خنده دار.ترول.عکس های خنده دار.داستان.مطالب عاشقانه و زیبا در قاطـــــــــــــــی پاتــــــــــــــی
دوشنبه 28 اسفند 1391 :: نویسنده : ღ♥masoomeh♥ღ

سلام بچه ها...

یه پست گذاشتم توش حتما شرکت کنید!

هر سوتی جالب و خنده داری که دادی یا کار جالبی ک کردی رو اعتراف کن

!!

بی رودربایستی

جمعمون خودمونیه....!

اگه دوست دارید میتونین بیشتر از یکی بگین!

خودم:یه روز بچه خوبی شدم رفتم واسه مامانم پنیر بگیرم

به فروشنده گفتم:اقا ببخشید پنیر گاله دارید؟؟؟

فروشنده:مگه پنیر گاله هم داریم؟

من:اره دیگه گاله

فروشنده:اهان منظورتون کاله هس؟

اون موقه بود ک من فهمیدم پنیر کاله هستش نه گاله

سحر:اعتراف می كنم منتظر یه تماس مهم بودم از طرفی نمازم داشت قضا می شد ،شروع كردم به نماز خوندن آخرای نماز تلفن زنگ خورد منم تند تند نمازم و تموم كردم و گوشیو برداشتم فكر كنین به جای الو بلند گفتم الله اكبر طرفی كه اونور خط بود مونده بود چی بگه خودمم از خنده نمی تونستم حرف بزنم

 

اریایی:دوران دانشجویی ی استادی داشتیم حدودای 90 سالو داشت.بنده خدا ی کوچولو آلزایمرم داشت.تعریفشو شنیده بودیم که کلا از مرحله پرته واسه همین با بچه های کلاس هماهنگ کردیم که اذیتش کنیم روز اول کلاس.
ازونجایی که تا چند هفته اول ترم از لیست اسامی خبری نیس این طفل معصوم اومد سرکلاس و شروع کرد دونه دونه اسامی رو پرسیدن ماهم خودمونو اینجوری معرفی کردیم
:
محمد رضا گلزار

هدیه تهرانی
مهناز افشار
شهاب حسینی
......
اونم تند تند مینوشت و به به چه چه میکرد! تازه یکی از بچه ها که خودشو امین حیایی معرفی کرده بود و سروصدا میکرد از کلاس انداخت بیرون!:دی
چندهفته بعد که لیست اسامی واقعی دستش رسید خیلی شاکی رفت دفتراساتید که لیست منو اشتباه دادید بچه های من اینا نیستن!!!! حالا دیگه تا تهشو برید وقتی که فهمید کلا سرکار بود:دی
البته مجبور شدیم ترم بعدش این درسو پاس کنیم:دی

اشک شوق :امروز داشتم از دانشگاه با ماشین میومدم یه جا مسیرو گم کردم وبه خیال خودم داشتم درست میرفتم یهو یه پسره از راه رسید وبرام دست بلند کرد منم ایستادم یه نگاه بهم کرد وخندیدو گفت داری تو ازاد راه خلاف جهت حرکت میکنی حواست هست





نوع مطلب : خودمـــــــــــــــــــــونی(^_^)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 27 شهریور 1396 11:20 ب.ظ
When some one searches for his necessary thing,
thus he/she wishes to be available that in detail, so that thing is
maintained over here.
چهارشنبه 18 مرداد 1396 09:35 ق.ظ
I love your blog.. very nice colors & theme. Did you make
this website yourself or did you hire someone to do it for
you? Plz respond as I'm looking to create my own blog and would like to find out where u got this from.
thank you
سه شنبه 17 مرداد 1396 12:09 ب.ظ
Sweet blog! I found it while browsing on Yahoo News. Do you
have any tips on how to get listed in Yahoo News?

I've been trying for a while but I never seem to get there!
Thanks
جمعه 1 اردیبهشت 1396 12:16 ق.ظ
I just like the helpful info you provide in your articles.
I will bookmark your blog and take a look at once more here regularly.
I am somewhat sure I will be informed many new stuff right
right here! Best of luck for the next!
پنجشنبه 22 فروردین 1392 08:46 ب.ظ
امروز داشتم از دانشگاه با ماشین میومدم یه جا مسیرو گم کردم وبه خیال خودم داشتم درست میرفتم یهو یه پسره از راه رسید وبرام دست بلند کرد منم ایستادم یه نگاه بهم کرد وخندیدو گفت داری تو ازاد راه خلاف جهت حرکت میکنی حواست هست
ღ♥masoomeh♥ღ :-)
شنبه 17 فروردین 1392 03:49 ب.ظ
حسابی دلم واسه وبت تنگ شده بود معشومه جون
ღ♥masoomeh♥ღ salam goliya
bebakhshid too eyd asam vaght nashod biyam
دوشنبه 28 اسفند 1391 12:48 ب.ظ
دوران دانشجویی ی استادی داشتیم حدودای 90 سالو داشت.بنده خدا ی کوچولو آلزایمرم داشت.تعریفشو شنیده بودیم که کلا از مرحله پرته واسه همین با بچه های کلاس هماهنگ کردیم که اذیتش کنیم روز اول کلاس.
ازونجایی که تا چند هفته اول ترم از لیست اسامی خبری نیس این طفل معصوم اومد سرکلاس و شروع کرد دونه دونه اسامی رو پرسیدن ماهم خودمونو اینجوری معرفی کردیم:
محمد رضا گلزار
هدیه تهرانی
مهناز افشار
شهاب حسینی
......
اونم تند تند مینوشت و به به چه چه میکرد! تازه یکی از بچه ها که خودشو امین حیایی معرفی کرده بود و سروصدا میکرد از کلاس انداخت بیرون!:دی
چندهفته بعد که لیست اسامی واقعی دستش رسید خیلی شاکی رفت دفتراساتید که لیست منو اشتباه دادید بچه های من اینا نیستن!!!! حالا دیگه تا تهشو برید وقتی که فهمید کلا سرکار بود:دی
البته مجبور شدیم ترم بعدش این درسو پاس کنیم:دی
..
دوشنبه 28 اسفند 1391 12:47 ب.ظ
دوران دانشجویی ی استادی داشتیم حدودای 90 سالو داشت.بنده خدا ی کوچولو آلزایمرم داشت.تعریفشو شنیده بودیم که کلا از مرحله پرته واسه همین با بچه های کلاس هماهنگ کردیم که اذیتش کنیم روز اول کلاس.
ازونجایی که تا چند هفته اول ترم از لیست اسامی خبری نیس این طفل معصوم اومد سرکلاس و شروع کرد دونه دونه اسامی رو پرسیدن ماهم خودمونو اینجوری معرفی کردیم:
محمد رضا گلزار
هدیه تهرانی
مهناز افشار
شهاب حسینی
......
اونم تند تند مینوشت و به به چه چه میکرد! تازه یکی از بچه ها که خودشو امین حیایی معرفی کرده بود و سروصدا میکرد از کلاس انداخت بیرون!:دی
چندهفته بعد که لیست اسامی واقعی دستش رسید خیلی شاکی رفت دفتراساتید که لیست منو اشتباه دادید بچه های من اینا نیستن!!!! حالا دیگه تا تهشو برید وقتی که فهمید کلا سرکار بود:دی
البته مجبور شدیم ترم بعدش این درسو پاس کنیم:دی
..
دوشنبه 28 اسفند 1391 12:43 ب.ظ
اعتراف می كنم منتظر یه تماس مهم بودم از طرفی نمازم داشت قضا می شد ،شروع كردم به نماز خوندن آخرای نماز تلفن زنگ خورد منم تند تند نمازم و تموم كردم و گوشیو برداشتم فكر كنین به جای الو بلند گفتم الله اكبر طرفی كه اونور خط بود مونده بود چی بگه خودمم از خنده نمی تونستم حرف بزنم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ღ♥masoomeh♥ღ
نظرسنجی
وبم چطوره؟







وبم چطوره؟







وبم چطوره؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

مطالب خنده دار.ترول.عکس های خنده دار.داستان.مطالب عاشقانه و زیبا در قاطـــــــــــــــی پاتــــــــــــــی

دختـــری با خــــنده های نـــمکی













.::Moriyaneh::.

دریافت کد آهنگ

جاوا اسكریپت